تبلیغات
...من صبورم اما

...من صبورم اما

خیلی وقت بود که ننوشته بودم !!!! خیلی چیزها یادم رفته بود... الکی خودمو شاد نشون میدادم غافل از اینکه تو دلم غوغایی


بچه ها شاید به نظرتون موزیک وبلاگم هیچ سنخیتی با ظاهرش نداشته باشه!!!


ولی من عاشقشم...خیلیم دوسش دارم...



واسه دانلود گذاشتم براتون..

هر شب

نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392 ساعت 01:50 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

نباید شیشه را با سنگ بازی داد !

نباید مست را در حال ِ مستی...

دست ِ قاضی داد !


نباید بی تفاوت !

چتر ماتم را به دست ِ خیـس باران داد !

کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !

نباید در حصار میـله ها

با دانه ی گندم  به او تعلیم ماندن داد....

نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین 1392 ساعت 02:20 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

خـــدایــــا

تو قول دادی

ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ

یـــادت هســـت ؟؟؟

****
تــــو
اگـــــر بیـایـی

و ﺩﺳﺘــﺎنت را ﺑــﻪ ﻣــﻦ ﺑـﺪﻫــﯽ


دیگــر ﺍﺣﺘﯿــﺎﺟـﯽ ﺑــﻪ ﺗﺴﺒﯿــــﺢ ﻧﯿــﺴﺖ

مــــن ﺑـﺎ ﺍﻧﮕـﺸﺘــﺎﻧــﺖ ﺫﮐـــﺮ ِﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ سـﺮ مـی دهم.

اگـــــر بیــایـی...


****


ادامه مطالبمو خیلی دوس دارم...
نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 05:05 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

التماست نمی کنم !!!

هرگز گمان نکن که این واژه را د
ر وادی آوازهای من خواهی شنید..

تنها می نویسم بیا ..

 بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر ،

به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم


بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی

اما تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین

**** بیا ****

 و امشب را بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش .

مگر چه می شود یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم؟ ها؟ ... چه می شود؟

نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 04:42 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

هیچکس اینجا گم نمیشود !!

آدمها به همان خونسردی که آمده اند چمدانشان را میبندند و ناپدید میشوند !

یکی در مه

یکی در غبار

یکی در باران

یکی در باد

و بیرحم ترینشان در برف ...!

آنچه به جا می ماند رد پاییست..

وخاطره ای که هرازگاه پس می زند  مثل نسیم سحر پرده های اتاقت را .....

نوشته شده در یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 07:08 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

فرق آنچه من می گویم با تو این است :

که در برهوت ذهن ، من آب می‌ کارم و درخت روان می‌ سازم!

من نمی‌ ترسم اگر باران بتابد و خورشید ببارد ..

من در دشت قایق می‌ رانم و در برکه اسب می‌ دوانم!

من جنگلی‌ آبی می‌کشم مملو از رود‌های سبز و آرزو می‌ کنم ...

آرزو می‌ کنم که:

خدا کند دگر کسی آزادی بادبادک را برای دقیقه‌ای سرخوشی به سرِ انگشتِ بازی ‌گره نزند...


نوشته شده در یکشنبه 24 دی 1391 ساعت 01:03 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

پســـرم! پسر ِخوبم

میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی.

 میای وایمیستی جلوی من و بابات و از
دخترکی میگی که دوسش داری!

... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....!که تو حاصل عشقی...

پســ ـرم...



مامانت برای تو حرف هایی داره
حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره...

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 22 دی 1391 ساعت 07:12 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

دلت را گنده‌تر کن...


ناراحت این نباش که چرا جاده‌ی رفاقت با تو همیشه یک‌طرفه است!!!

مهم نیست اگر همیشه یک‌طرفه‌ای....

شاد باش که چیزی کم نگذاشته‌ای و بدهکار خودت و رفاقتت نیستی...

نوشته شده در سه شنبه 19 دی 1391 ساعت 01:40 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …

آنقدر تمـــــــــیز میخندم

که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …

و من در جیب هـــایــــم

دست های خالـــی ام را فریب دهـــم که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد …


نوشته شده در شنبه 9 دی 1391 ساعت 06:43 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

          

 آنگاه كه غروره كسی را له میكنی..

آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ویران میكنی..

آنگاه كه شمع امید كسی را خاموش میكنی..

آنگاه كه بنده ای را نادیده می انگاری...

آنگاه كه حتی گوشت را میبندی كه صدای خرد شدن غرورش را نشنوی..

آنگاه كه خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده میگیری...

میخواهم بدانم!!!!!!!!!!!

دستانت را بسوی كدامین آسمان دراز میكنی تا برای خوشبختی خودت دعا كنی؟؟؟!!!


نوشته شده در شنبه 22 مهر 1391 ساعت 09:44 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

دل نوشته من نیست ولی هم سو با دل من هست ♥

کاش دنیا بر عکس بود . . .!!!

آدما عاشق نمی شدند. . .!!!

عاشقا آدم می شدند. . .!!!


نوشته شده در یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 08:46 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

سکوت که می کنی

وزن جهان را تنها به دوش می کشم!

و کم که می آورم

زمین آنقدر کند می چرخد که تو توی تقویم می ماسی

و من

آونگ می مانم

بین حقیقتِ تو و افسانه ای که از تو در سرم دارم!

سکوت که می کنی...

شب پشتِ پلک های سکوت، حتم می کند که تو هم تنهایی!..


نوشته شده در شنبه 15 مهر 1391 ساعت 10:09 ب.ظ توسط ناهید نظرات |


قافیه های بلند نگاهت همیشه در آخرین لحظات

به داد بیت های کوتاه غزلم می رسند!!

وقتی که نیستی اما،

دستهای سیاه شعر سپیدم بالاست...



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 15 مهر 1391 ساعت 08:59 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

اگه عكسه طرفو رو پاكت سیگار بندازنا،همه سیگارو ترك میكنن

اونوقت تو پروفایلش نوشته: بمن وابسته نشو من موندنی نیستم!!!

یعنی اعتماد به نفسه تورو خر داشت الان سلطانه جنگل بود..


***************

اگه تو تاكسی چندتا اس دادینو دستتون خسته شد،

بدین بغل دستیتون بقیشو واستون بنویسه آخه اون بهتر در جریانه!!!



ادامه مطلبو حتما بخون خیلی باحاله
:-)


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 13 مهر 1391 ساعت 02:26 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

چــرا بـایـد دلتـنـگ آغــــوشــت بـــاشــــــم؟

 میخـــــــوام تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی!!!!

میخـــوام اون سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم در دورتـــــرین نُـــقطه ...

 دقت کن!!!

رسیدن بـــــه مَــــن آسون نیـــــست!

 اگر هِـــمـَتـَش رو نـَـــداری آسیــــبی به درخت نــــزن...


نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1391 ساعت 04:03 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

اخرین مطالب
هر شب..
نباید...
خودت گفتی: ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ..
یغما گلرویی..
یادگاری آدم ها..
....
تو هم یه روزی عاشق میشی..
دلت را گنده کن...
من خوشبختم
چگونه میتوانی؟؟!!!
دل من..
سكوت تو...
شعر سپید...
یكم باهم بخندیم...
دقت كن..
اشك بابا...
كاش تو بودی...
دل پیر....
وفادارم...
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم..

صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 2 ) 1 2