تبلیغات
...من صبورم اما - الفبای عشق

...من صبورم اما

خیلی وقت بود که ننوشته بودم !!!! خیلی چیزها یادم رفته بود... الکی خودمو شاد نشون میدادم غافل از اینکه تو دلم غوغایی

نوشته ام روی خاک، روی تقدیر، رو به باد،

پشت تصویر ثانیه ها..

هرجا که خاطره ای از تو بود...

نوشته ام بی تو مرداب شد دریای عشق که در کویرعمرم

راه گم کرد و رفت!!

از آسمان بپرس چند بار گریست وقتی قدم هایت روی

زخم های کهنه ی قلب تازیانه می کشید و می گریخت!!..

اشکهارا شمردم،خنده ها را کشیدم به نام تن پوش غم!!

 رسوایی این لحظه های دلدادگی هنوز تلخ است...

 بنام زندگی چه رازی با مهر ماه داری که بر نفس های

نگاهم مهر آه می کاری؟؟؟

کاش نوشتن نمی دانستم شاید شاید اگر الفبای عشق

را یاد نگرفته بودم تورا بر صفحه سفید قلب به رنگ ابد

نمی نوشتم...


نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ساعت 09:23 ق.ظ توسط ناهید نظرات |

اخرین مطالب
هر شب..
نباید...
خودت گفتی: ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ..
یغما گلرویی..
یادگاری آدم ها..
....
تو هم یه روزی عاشق میشی..
دلت را گنده کن...
من خوشبختم
چگونه میتوانی؟؟!!!
دل من..
سكوت تو...
شعر سپید...
یكم باهم بخندیم...
دقت كن..
اشك بابا...
كاش تو بودی...
دل پیر....
وفادارم...
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم..