تبلیغات
...من صبورم اما - شعر سپید...

...من صبورم اما

خیلی وقت بود که ننوشته بودم !!!! خیلی چیزها یادم رفته بود... الکی خودمو شاد نشون میدادم غافل از اینکه تو دلم غوغایی


قافیه های بلند نگاهت همیشه در آخرین لحظات

به داد بیت های کوتاه غزلم می رسند!!

وقتی که نیستی اما،

دستهای سیاه شعر سپیدم بالاست...



مرد اون نیست كه از نعره اش دیوار به لرزه بیاد.

مرد اونه كه از صدای نفس كشیدنش قلـــــ♥ــــبت بلرزه!


*******


خدایـــــــــــــا . . . چرا تا زنده ایم روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ !

همینکه مردیم . . . شادروانمان می کنی؟


*******

گاهی حس میکنم روی دست خدا مانده ام!!

خسته اش کرده ام...

خودش هم نمیداند با من چه کند!!!


*******

کف بینی نکن! دستی که به سویت دراز شده ...طالعش تویی


*******

پر از بـغـضــــــم ... " شـانــه ات " سـاعتی چنــــد رفیــــق؟


*******

من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم و

تــــــــــــــو

دهانـــــم را

با یک "بـــــــــــــوســــــــه" ببند..


*******

دقت کردین جمله "دوستت دارم" سوالی نیست

ولی همه بعد از گفتنش منتظر جوابن !


*******

حتی یک لحظه مکث نکن....

بگذار نگاهت

تا میتواند

دور ِنگاهم بگردد.....!

کسی چه میداند

شاید همین حوالی

عشق را پیدا کرد...شاید....!!!!





نوشته شده در شنبه 15 مهر 1391 ساعت 08:59 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

اخرین مطالب
هر شب..
نباید...
خودت گفتی: ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ..
یغما گلرویی..
یادگاری آدم ها..
....
تو هم یه روزی عاشق میشی..
دلت را گنده کن...
من خوشبختم
چگونه میتوانی؟؟!!!
دل من..
سكوت تو...
شعر سپید...
یكم باهم بخندیم...
دقت كن..
اشك بابا...
كاش تو بودی...
دل پیر....
وفادارم...
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم..