تبلیغات
...من صبورم اما - یغما گلرویی..

...من صبورم اما

خیلی وقت بود که ننوشته بودم !!!! خیلی چیزها یادم رفته بود... الکی خودمو شاد نشون میدادم غافل از اینکه تو دلم غوغایی

التماست نمی کنم !!!

هرگز گمان نکن که این واژه را د
ر وادی آوازهای من خواهی شنید..

تنها می نویسم بیا ..

 بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر ،

به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم


بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی

اما تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین

**** بیا ****

 و امشب را بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش .

مگر چه می شود یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم؟ ها؟ ... چه می شود؟

نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 04:42 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

اخرین مطالب
هر شب..
نباید...
خودت گفتی: ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ..
یغما گلرویی..
یادگاری آدم ها..
....
تو هم یه روزی عاشق میشی..
دلت را گنده کن...
من خوشبختم
چگونه میتوانی؟؟!!!
دل من..
سكوت تو...
شعر سپید...
یكم باهم بخندیم...
دقت كن..
اشك بابا...
كاش تو بودی...
دل پیر....
وفادارم...
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم..