تبلیغات
...من صبورم اما - خودت گفتی: ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ..

...من صبورم اما

خیلی وقت بود که ننوشته بودم !!!! خیلی چیزها یادم رفته بود... الکی خودمو شاد نشون میدادم غافل از اینکه تو دلم غوغایی

خـــدایــــا

تو قول دادی

ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ

یـــادت هســـت ؟؟؟

****
تــــو
اگـــــر بیـایـی

و ﺩﺳﺘــﺎنت را ﺑــﻪ ﻣــﻦ ﺑـﺪﻫــﯽ


دیگــر ﺍﺣﺘﯿــﺎﺟـﯽ ﺑــﻪ ﺗﺴﺒﯿــــﺢ ﻧﯿــﺴﺖ

مــــن ﺑـﺎ ﺍﻧﮕـﺸﺘــﺎﻧــﺖ ﺫﮐـــﺮ ِﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ سـﺮ مـی دهم.

اگـــــر بیــایـی...


****

آرزوهایم نقش ِ بر آب شد هر چه بیشتر دل به دریا زدم!

شاید از چشم های خدا افتاده ام!!

که دیگر هیچ مژه ای خیالِ افتادن روی گونه ام را ندارد!!!


****

اگـر می دانستم در زندگیَ م هر کسی می آید بازیگرست،

از کودکی  آرزوی کارگردانی می کردم.


****


مردمان شهر برای ازادی تابوت می ساختند

و برای عشق مرز

غافل از اینکه نه ازادی در تابوت جا می گیرد

و نه عشق مرز می شناسد.


****


امروز،

از تحتِ سینه‌ام،

دستی، دریچه‌ی مخفی را آهسته باز کرد.

در من، تو را بیدار کردند...


****


وای به روزی که مزه ی "بودنِ"کسی زیر ِ زبان برود

در روزهای "نبودنَ"ش مزه ی همه چیز می شود؛

زهــــر ِمـــــار!!!


****


باید پارو نزد، وا داد

باید دل رو به دریا داد

و مــــن

ایـن روزهـا پــارو را رهـا کـرده ام ونشسته ام کـفِ قـایـقی معلـق

کـه بـه "هیــچ کجـا" نمـی رود.


****


آفتاب زده شد احساسم

سایه ی مهرت کجاست؟


****


زمستان هم با تمام ِ سپییدی اش

سیاهی ِبخت َم را

حتی خاکستری نکرد...


****


سخت در عجبم!!!

مانده ام حیران

مگر تو چند نفر بودی؟! که این چنین دنیایم

بی تو خالی ست...!!!



نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 05:05 ب.ظ توسط ناهید نظرات |

اخرین مطالب
هر شب..
نباید...
خودت گفتی: ادْعُونِی أَستَجبْ لَكُمْ..
یغما گلرویی..
یادگاری آدم ها..
....
تو هم یه روزی عاشق میشی..
دلت را گنده کن...
من خوشبختم
چگونه میتوانی؟؟!!!
دل من..
سكوت تو...
شعر سپید...
یكم باهم بخندیم...
دقت كن..
اشك بابا...
كاش تو بودی...
دل پیر....
وفادارم...
خدایاااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم..